روی زبانهٔ بعضی کفشها، صورت یک مرد چاپ شده است؛ اما برای شناختن صاحب آن صورت، لازم نیست مسابقهٔ تنیس دیده باشید. شاید اسمش را بارها در فروشگاه شنیده باشید و حتی ندانید آدمی به این نام وجود دارد: استن اسمیت. عجیب است؛ یک ورزشکار میتواند مهمترین مسابقههای عمرش را ببرد، اما چند دهه بعد مردم نام او را بیشتر با چیزی به یاد بیاورند که بندهایش را میبندند.
پشت این نام، هم یک قهرمان واقعی هست و هم قصهٔ کفشی که از زمین مسابقه بیرون آمد و زندگی دیگری پیدا کرد. برای فهمیدن این تغییر، باید دو مسیر را کنار هم ببینیم: مسیر مردی که راکت در دست داشت و مسیر مدلی که قرار نبود تا همیشه کفش مسابقه بماند.
قبل از اینکه اسم یک کفش باشد، قهرمان بود
اسمیت آمریکایی، قهرمان انفرادی یواس اوپن در سال ۱۹۷۱ و ویمبلدون در سال ۱۹۷۲ بود. تالار مشاهیر بینالمللی تنیس او را بازیکنی آرام توصیف میکند؛ کسی که حالت چهرهاش بهسادگی نشان نمیداد در بازی چه میگذرد. سبک او سرویس و حرکت به سمت تور بود: امتیازهایی که با ضربههای حسابشده و پیشروی سریع ساخته میشدند. این تصویر، با آن چهرهٔ ثابت روی زبانهٔ کفش نسبت جالبی دارد؛ هرچند این شباهت، برداشت ماست و توضیح رسمی طراحی نیست.
قهرمانی ویمبلدونش در فینالی پنجسته مقابل ایلیه ناستاسه به دست آمد. با این حال، روایت دقیق باید یک نکته را هم نگه دارد: تعدادی از ستارههای دارای قرارداد با مجموعهٔ WCT، بهدلیل اختلافات آن دوره اجازهٔ حضور در آن مسابقات را نداشتند. گفتن این نکته از ارزش بازی فینال کم نمیکند؛ فقط کمک میکند تاریخ را به یک قاب تبلیغاتیِ بیحاشیه تبدیل نکنیم. [۱]
کفشی که اول نام دیگری داشت
طبق تاریخچهٔ آدیداس، ریشهٔ این کفش به همکاری با روبر آیه، تنیسباز فرانسوی، در میانهٔ دههٔ ۱۹۶۰ برمیگردد. پس کفش از ابتدا با نام اسمیت متولد نشده بود. مدل چرمیِ آن دوره، بهجای سه نوار دوختهشدهٔ معمول، ردیفهایی از سوراخ در کناره داشت؛ جزئیاتی که بعدها بخشی از چهرهٔ آشنایش شدند.
آدیداس نخستین نسخههای دارای نام اسمیت را در ۱۹۷۳ عرضه کرد. نام آیه فوراً کنار نرفت؛ مدتی هر دو نام روی مدل دیده میشدند و در ۱۹۷۸ نام آیه حذف شد. بنابراین اگر جایی برای آغاز داستان یک تاریخ و جای دیگری تاریخی متفاوت دیدید، ممکن است دربارهٔ دو مرحلهٔ متفاوت حرف بزنند: تولد مدل و کاملشدن تغییر نام. [۲]

چطور یک کفش از صاحبش مشهورتر میشود؟
از اینجا به بعد، جذابیت داستان فقط در قرارداد میان یک برند و ورزشکار نیست. برداشت ما این است که یک طرح ساده، وقتی وارد زندگی روزمره میشود، به آدمها اجازه میدهد داستان خودشان را به آن اضافه کنند. لازم نیست هر بار که آن را میپوشند، نقش تنیسباز را بازی کنند. ممکن است برای یکی کفش دانشگاه باشد، برای دیگری همراه شلوار جین و برای کسی دیگر بخشی از یک لباس مرتبِ روزانه.
اگر بخواهید چنین ظاهری را در ذهن تصور کنید، کافی است به ترکیب یک کتانی سفید کمجزئیات با شلوار سرمهای فکر کنید. رنگ کفش با لباس رقابت نمیکند و توجه را از صورت و فرم کلی پوشش نمیگیرد. این یک پیشنهاد سلیقهای است، نه فرمولی که برای همه کار کند؛ اما نشان میدهد چرا میتوان از یک طراحی ورزشی استفادهای کاملاً متفاوت ساخت. در این استفاده، نتیجهٔ مسابقهٔ صاحب نام دیگر شرط ارتباط با کفش نیست.
گذشتهٔ ورزشی، کاربرد امروز را تضمین نمیکند
همینجا یک سوءتفاهم رایج پیش میآید: اگر کفشی زمانی برای قهرمان تنیس ساخته شده، نسخهٔ امروزی آن هم برای مسابقه مناسب است؟ پاسخ را نمیشود از اسم روی زبانه گرفت. تالار مشاهیر تنیس، دربارهٔ نسخههای استن اسمیت که در معرفی خود از آنها یاد میکند، صریحاً به کاربرد مد و نامناسببودن برای بازی رقابتی اشاره دارد. [۱]
این تفاوت را در معرفی یک کفش مسابقهٔ جدید بهتر میبینیم. آدیداس در معرفی نسل چهاردهم Barricade، منتشرشده در اول دسامبر ۲۰۲۵، روی حمایت بخش میانی پا، ساختار پاشنه، زیره و کاهش وزن تمرکز کرده است. در توضیح آن، از فوم LIGHTSTRIKE PRO در جلوی پا و ساختاری برای ثبات نام برده میشود. اینها ادعاهای سازنده دربارهٔ همان مدلاند، نه نتیجهٔ آزمون ما؛ اما جنس سؤال طراحی را روشن میکنند: کفش باید در حرکت و تغییر جهت چه کاری انجام بدهد؟ [۳]
برای انتخاب روزمره هم همین تفکیک کمک میکند. ممکن است ظاهر یک مدل را برای قرار دوستانه دوست داشته باشید، اما برای تمرین دنبال ویژگی دیگری بگردید. دوستداشتن یک طراحی و مناسببودن آن برای یک فعالیت، دو پرسش جدا هستند؛ پاسخ یکی را نباید از دیگری قرض گرفت.
یک پیچ تازه در قصه: این بار روی دوچرخه
در اول ژوئیهٔ ۲۰۲۴، آدیداس VeloStan Smith را معرفی کرد؛ نسخهای با همان زبان ظاهری آشنا، اما برای دوچرخهسواری شهری. زیر کفش، محل اتصال دوپیچهٔ سازگار با پدالهای SPD قرار گرفته و داخل ساختار زیره، صفحهای نایلونی برای سفتی لازم هنگام رکابزدن تعبیه شده است. آدیداس توضیح میدهد که این صفحه فقط بخش جلوییِ تقریباً دوسوم زیره را میپوشاند تا امکان خمشدن هنگام راهرفتن هم باقی بماند. [۴]
این بار تغییر کاربرد را میتوان زیر کفش پیدا کرد، نه فقط در رنگ و اسم تازه. همین جزئیات، نسخهٔ دوچرخهسواری را به ادامهٔ جالبی برای داستان تبدیل میکنند: یک طرح قدیمی میتواند باقی بماند، اما برای رسیدن به فعالیتی تازه، لازم است چیزی در ساختمانش تغییر کند. آشنابودن ظاهر، کار فنیِ پنهان زیر آن را حذف نمیکند.
چیزی که از زمین تنیس با خود آوردهایم
این رفتوآمد میان ورزش و لباس روزانه، هنوز ادامه دارد. مثلاً در مجموعههای تنیس معرفیشدهٔ آدیداس در ژوئیهٔ ۲۰۲۶، هم از طراحیهای آرشیوی و سبکهای قدیمی الهام گرفته شده و هم از فناوریهای مدیریت رطوبت استفاده شده است. گذشته در این محصولات صرفاً موضوع موزه نیست؛ مادهای است که طراح دوباره با آن کار میکند. [۵]
دفعهٔ بعد که اسم استن اسمیت را شنیدید، شاید اول همان کفش به ذهنتان بیاید؛ اشکالی ندارد. تفاوت این است که حالا میدانید پشت نامش، یک زمین تنیس هم هست، بازیکنی که برای رسیدن به تور جلو میرفت و مدلی که حتی پیش از او نام دیگری داشت. کفش راه خودش را ادامه داده؛ آنقدر دور که برای شناختنش دیگر لازم نیست صاحب نام را بشناسیم. ولی دانستن این قصه، یک چیز معمولی را کمی دیدنیتر میکند.
منابع
- تالار مشاهیر بینالمللی تنیس: زندگی ورزشی استن اسمیت.
- آدیداس، ۴ آوریل ۲۰۲۳: تاریخچهٔ مدل استن اسمیت.
- آدیداس، ۱ دسامبر ۲۰۲۵: معرفی نسل چهاردهم Barricade.
- آدیداس، ۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۴: معرفی VeloStan Smith.
- آدیداس، ۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۶: مجموعههای تنیس با الهام از گذشته.